این روزها همه تب توپ طلا گرفته اند؛ و هرکس که رد می شود سنگی به آن پرت می کند. یکی تبریک می گوید، یکی زیر سؤال می برد و یکی به نعل می زند و یکی به میخ! نیت این مقاله به هیچ عنوان زیر سؤال بردن توانایی و شایستگی کسی نیست، بلکه تأکید بر نکاتی است که شاید گاهی از روی تعصب یا عدم علاقه به یک فرد آنها را نادیده می گیریم.
برخی از ناشایستگی ستاره پرتغالی حرف می زنند و این جایزه را در مقابل جام های کسب شده توسط بایرن مونیخ که فرانک ریبری فرانسوی هم در آن نقش داشته است بی ارزش قلمداد می کنند.
در وصف کریستیانو همین بس که او ترکیبی از استعداد و سخت کوشی است و بسیاری چیزها برای بررسی کردن دارد؛ از جمله اینکه داشتن استعداد خالی کافی نیست و باید تلاش کرد؛ باید سختی کشید؛ باید شکست خورد؛ تا روزی پیروز شده و به چشم آیید...
بغض او رهایی از فشاری چند ساله بود؛ نتیجه زحماتی بود که توپ طلا حداقل پاداش آن می توانست باشد.
بردن توپ طلا بعد از 4 سال نشان از عدم رسوخ ناامیدی در او و اراده ای آهنین دارد. اینکه دلسرد نشوی و با رقیبی استثنایی چون لیونل مسی رقابت کنی، نشان از حرفه ای گری و قدرت توست.
اشتباه محض است که رسیدن رونالدو به اینجا را تنها از سخت کوشی او بدانیم؛ اگر کسی استعداد نداشته باشد حتی ضربه زدن به توپ فوتبال هم برایش سخت می شود! و برعکس آن نیز صادق است، اگر کسی استعداد ناب داشته باشد و کنج خانه بنشیند، هرگز قادر به نشان دادن استعداد خود نخواهد شد.
تعریف شما از حق چیست؟!
وسلی اسنایدر در سال 2010 به همراه اینتر مورینیو 3 گانه می گیرد و نقشی غیر قابل انکار در بازی تیمش به جای می گذارد. اینتری که در مقایسه با بایرن کنونی تیم نبود و بعد از جدایی مورینیو این امر کاملاً روشن شد. بعد از آن مرد هلندی به فینال جام جهانی راه پیدا می کند و با وجود اینکه یک هافبک بازی ساز است 5 گل به ثمر می رساند...
و در ژانویه همان سال، در عین ناباوری حتی میان 3 نامزد نهایی نیز قرار نمی گیرد؛ در حالی که لیونل مسی در همان سال از چمپیونزلیگ حذف شده و در جام جهانی نیز نتوانسته بود مانع از تحقیر 4 - 0 تیمش مقابل ژرمن ها شود...
به سال 2013 می رسیم؛ جایی که لیونل مسی پس از دیدار رفت مقابل پاریسن ژرمن دچار مصدومیت می شود و حتی به گفته خود تا آغاز سال مصدومیت را حس می کرده است.
و در فصل جدید نیز در اوج درخشش سایرین، او 2 ماه از میادین به دور بوده است...
اما به فرانک ریبری می رسیم؛ در اینکه او بازیکن فوق العاده ای است، هیچ شکی وجود ندارد. اما آیا بایرن در غیاب او در آن حد افت می کند که رئال مادرید و بارسلونا در غیاب مسی و رونالدو؟
بایرن مونیخ به معنای واقعی کلمه یک تیم است؛ تیمی که تا دندان مسلح است؛ چه کسی می تواند عملکرد مانوئل نویر، داوید آلابا، فیلیپ لام، شواینی، مولر، روبن و حتی مانزوکیچ را زیر سؤال ببرد؟ هر کدام از این بازیکنان تکمیل کننده یک پازل بی نقص بودند که حتی با رفتن یوپ هاینکس نیز این تیم نه تنها افت نکرده بلکه رشد قابل توجهی نیز داشته است!

و حالا کریستیانو رونالدو؛ بازیکنی که 69 گل به ثمر رساند و در میان بهترین ها آقای گل چمپیونزلیگ شد. او این 69 گل و 13 پاس گل را نه در یک روز و نه در 2 ماه ثبت کرده است؛ بلکه این آمار یک سال اوست؛ در جواب آنهایی که عملکرد او را بی ارزش می خوانند و او را شایسته این جایزه نمی دانند:
می گویند تمدید مهلت رأی گیری باعث برنده شدن او شد و این امری بی سابقه بوده است!
برچسب:
نویسنده: علی